X
تبلیغات
گنج حضــــــــور

گنج حضــــــــور
دریغ و درد که در جستجوی گنج حضور/ بسی شدم به گدایی بر کرام و نشد
تمام پولش را داد خیریه ای بسازند و وقف کرد. بدون نام . بدون اعلام عمومی . بدون ... با رعایت تمام مسائل. اما نتوانست جلوی غضبش را بگیرد و بر کارگری که کمکش می کرد در ساختن خیریه، خشمگین شد و ناسزاگویی کرد. کارگر دلش شکست، اخراج شده بود . آجر و خشت را برداشت، و دیوار را یک ردیف بالا برد. یک ردیف بدون انتظار پول و اجری و فقط و فقط برای رضای خدا با دل شکسته اش ساخت. حلالیت طلبید و به منزل رفت.
دوربین خدا همه چیز را ضبط می کرد تا یک روزی، نشان صاحب خیریه بدهد . اگر زمانی که نامه عملش را خالی از ساخت خیریه و ثوابش دید و شاکلی شد، غضب[1] و ناسزایی را که گفته بود نشانش بدهد و بگوید که همه را بر باد داده است.[2] و اگر کارگر، در نامه عملش بنای یک خیریه و ثواب الی الابدش را دید و پرسید که من خیریه ای نساختم، پولی نداشتم برای ساخت و ... نشانش دهند که یک ردیف آجر چیدن[3] و احترام نگه داشتن و اخلاصت، این ها را ساخت.

رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرموده بودند [4] که: چطور مختصر نمکی، برای گوارا شدن غذا کافیست! مختصر دعایی از شخص متقی هم، برای استجابت کافیست.   در اصل دو نکته را می فرمایند:
1. اینکه ترک حرام بر انجام عمل ، اولویت دارد. زیرا به تقوا و ترک حرام است که دعا مستجاب می شود و عمل مقبول.
2. اینکه به مختصر عملی، خداوند قبول می کند به شرط تقوا...پس عمل کم، بهتر است از عمل بسیار بدون مقدمات.

در این چند پست ، به بیان و بررسی حیطه های مختلف تقوا و اثرات آن و راه های کسب و تعریف آن پرداختیم. و فهمیدیم که اولویت در تقوی داشتن و اجتناب از محرمات و انجام واجبات است. و اولویت در این دو، دوری از معصیت. ان شاالله با همدیگه  گناه های مختلف را خواهیم شناخت و راه های دور شدن از این گناهان را نیز، بیان و تمرین خواهیم کرد به لطف و فضل الهی.


به نظر شما، چه گناهانی اولویت دارد که ما آن ها را ترک کنیم؟


موضوعات مرتبط: ارتباط با خداوند ، ارتباط با خود
ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ ] [ قلم ]
رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ـ في وصيَّتِهِ لأبي ذرٍّ ـ : يا أبا ذرٍّ ، كُن لِلعَمَلِ بِالتَّقوى أشَدَّ اهتِماما مِنكَ بِالعَمَلِ : اى ابوذر! براى همراهی عملِ با تقوا بيشتر اهتمام داشته باش، تا به خود عمل. كنز العمّال : ٨٥٠١.

در انتهای پست قبل یک آیه آوردم که : انما یتقبل الله من المتقین  ( مائده / 30 ) و الان هم این روایت که حضرت فرمودند: همراهی تقوا با عمل مهم تر هست از خود عمل. در این زمینه که متقین چه کسانی هستند و چه ویزگی هایی دارند، کتب اخلاقی حرف ها زده اند ، شارحان نهج البلاغه هم شرح های مختلفی در تقوا و خطبه متقین نوشته اند، من این جا فقط می خواهم در قالب چند جمله که از کلام معصوم علیهم السلام هست ، بگویم که تقوا چیست و چه چیزهایی تقوا آور هست. تا با اتصاف به آن ها، بتونیم صفت تقوا رو در خودمون ایجاد کنیم و با تکرار و تمرین، تبدیل به ملکه ی تقوا کنیم ان شاالله.

از این ها می گذرم که تقوا کلید هدایت هست[1]. همون هدایتی که خدا گفته به هر کس که بخواهم می دهم أَنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يُريدُ الحج : 16   و ما با تقوا می تونیم این رو داشته باشیم. می گذرم از اینکه تقوا کلید کرامت هست.[2] کلید صلاح است. [3] فاخر ترین لباس است.[4] و ... اما بپردازیم به اینکه  تقوا چیست؟

امام علی علیه السلام می فرمایند: التَّقوى أن يَتَّقِيَ المَرءُ كُلَّ ما يُؤثِمُهُ[5] . تقوا اين است كه انسان از هر آنچه او را به گناه مى كشاند، پرهيز كند. و در جای دیگر می فرمایند: المُتَّقي مَنِ اتَّقى الذُّنوبَ [6]. با تقوا كسى است كه از گناهان بپرهيزد. پس اجتناب از گناهان و هر چیزی که مقدمه ی انجام گناه و عامل گناه و معصیت برای ما بشود، می شود تقوی.  [7] حالا آن چیزهایی که تقوا می آورد ، چیست؟

1.  ترک مباحات از ترس افتادن در شبهات .[8]

2. حسابرسی بسیار دقیق از اعمال و رفتار خود. [9]

3.  درخواست تقوا از خداوند متعال [10]

4.  دل بریدن از دنیا [11]

5.   نگه داری و محافظت از زبان و گفتار [12] و ....

در این بخش از روایات که من بررسی کردم این موارد ذکر شده بود. به احتمال زیاد موارد دیگری هم باشد که برای کسب تقوا مفید است. اما فی الجمله می توان گفت که دوری از گناهان، و انجام واجبات عمده ترین راه برای کسب ملکه ی تقوا و در زمره ی متقین بودن است. ان شاالله در پست های بعد به جنبه های دیگر این مسائل خواهیم پرداخت.
 به نظر شما ، ترک کردن حرام اولویت داره یا انجام دادن واجبات؟

موضوعات مرتبط: ارتباط با خداوند ، ارتباط با خود
ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ ] [ قلم ]
اگر یادتان باشد، دو پست قبل گفتیم که آن بنده خدا، همه چیز را برای پخت غذا آماده کرد ، اما دست به عملی نمی توانست بزند. چون نمی توانست انتخاب و گزینش داشته باشد. علتش را هم گفتیم: چون هدف و سپس اولویت انتخاب، نداشت. حالا، هدفش را معلوم کرده، اولویت بندی هم کرده و الان هست که باید مواد را در قابلمه بریزد و طبق دستور، اشپزی کند. وسط های امر، چون دلش می خواهد فلان ماده غذایی رو هم بخورد، آن ماده را نیز به غذا اضافه می کنه و اتفاقا این مورد، غذا را خراب و فاسد می کند.

ما هم، همه، در حال پختن  خودمان هستیم. فلان کار خوب را با فلان نیت و اخلاص و رفتار مخلوط می کنیم و به مرور می گذاریم تا این رفتار و عمل صالحمون بارورتر بشود و ثمر دهد. جا بیافتد تا بهره و نتیجه اش را در آخرت ببینیم[1] و ببریم. گاهی اوقات هم از ظرف غذامون می چشیم تا کمی هم در همین دنیا، کاممون شیرین بشه و شوقمون برای جا افتاده تر شدن وجودی ِ خودمون، بیتشر. اما ..اما...حواسمون باشه که اگر یک هو، دلمان خواست قارج سمی هم به غذا اضافه کنیم، کل ظرفمون سمی می شود و فاسد.



گناهان[2]، مثل قارچ سمی برای ما عمل می کنند که کل روح وجودمان را فاسد می کنند و برای اینکه ظرفمان از این سم، خالی بشود ، باید بالکل گناه را بگذاریم کنار [3]. هر چقدر هم که غذا خوب و مواد اولیه درجه ی اول باشد، سم ، همه را فاسد می کند. مگر نشنیده ایم که : انما یتقبل الله من المتقین  ( مائده / 30 )
به نظر شما متقی بودن و متقی شدن به چی هست؟ به چه کسی می گویند متقی؟


موضوعات مرتبط: ارتباط با خداوند ، ارتباط با خود
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ ] [ قلم ]
در پست قبل به طرح مسئله و مشکل خیلی از جوان ها و نوجوان ها پرداختیم. اینکه مقدمه چینی برای امور خودشان دارند اما دست به عمل نمی زنند و اینگونه بین موقعیت های مختلف، گزینش ندارند و به دنباله ی عدم گزینش، باز هم دست به عمل نمی زنند و در هر دو صورت،  به اتلاف عمر و وقت و پتانسیل ها و استعدادهایشان منجر می شود. و در نتیجه ی این اتلاف ، خسر الذنیا و الآخره می شوند. دچار یأس و ناامیدی می شوند. اعتماد و عزت نفسشان را از دست می دهند. احساس ناکامی و ناتوانی در امور کرده ، رضامندی از خود و زندگی شان به حداقل می رسد و در نتیجه، احساس سعادت و خوشبختی ندارند و گاها برای اینکه تفکر خود را از این حالت برهانند، یا به غفلت و خوش گذرانی و روزمرگی روی می آورند و یا دفتر زندگیشان را به دستان خود می بندند. در حالی که هیچکدام از این ها ،راه حل مناسبی برای این مشکل نیست.

گاهی اوقات، ما انسان ها به علت اینکه نمی توانیم، یا نمی دانیم که چگونه مشکل خود را حل کنیم، صورت مسئله را پاک می کنیم که این امر در این جا، یعنی پاک کردن وجودِ خود. اما برای حل این مسئله (عدم موقعیت سنجی و اولویت بندی) چند کار را باید انجام بدهیم:

1. بر این مسئله تفکر کنیم[1] که هدف از وجود ما در این دنیا جیست؟ و هدف خود را منطبق بر این هدف کنیم.

2.  بیاندیشیم و موقعیت هایی را که برای رفتن داریم ببینیم[2] و این موقعیت ها و اهدافمان را بنویسیم.

3. با توجه به اینکه کدام هدف ها دائمی تر[3] و با روح انسان همخوانی بیشتر دارد، کارهایمان را اولویت بندی[4] کنیم.

4. با توجه به آثاری که عمل ما[5] دارد، دست به عمل نیکی که دارای اولویت و رتبه بالاتری است، بزنیم.

 حالا شما فکر کنین و بفرمایید که مهمترین هدف ما و مهم ترین عمل از نظر اولویتی در زندگی ما چیست؟

موضوعات مرتبط: ارتباط با خداوند ، ارتباط با خود
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ ] [ قلم ]
درباره وبلاگ

سلام
خوش آمدید.
ان شاالله بتونیم با هم به گنجینه های ناب الهی دست یافته و گنج حضور را کسب کنیم.
از همه دوستانی که با نظراتشون باعث می شوند مطالب جدیدی را یاد بگیرم سپاسگذارم.
موفق باشید
لینک های ویژه
امکانات وب